گزارش جلسه دوم در خصوص ایجاد کارگروه پروژه‌ی IRGC Terrorists

زمان برگزاری: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

زمان: ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۵۵ به وقت تهران

میزبان جلسه: شورای همبستگی آزادی برای ایران

حاضرین:

  • سیروس ارغوان، دبیر شورا
  • دکتر بابک شیرالی، عضو هسته مرکزی
  • سرکار خانم (نام محفوظ)[کسب اجازه از ایشان میسر نشد]

مقدمه

جلسه با هدف آشنایی بیشتر حاضران و تعیین گام‌های اولیه برای تشکیل کارگروه پروژه‌ی سپاه تروریستی (IRGC Terrorists) آغاز شد. این گفتگو شامل تبادل نظر در مورد تجربیات گذشته، موانع موجود، توانایی‌های فردی و دیدگاه‌ها در خصوص برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری برای این پروژه بود.

مقدمه و تجربیات شخصی خانم (نام محفوظ)

خانم (نام محفوظ) در ابتدای صحبت‌های خود توضیح داد که به دلیل تجربیات تلخ در فضای سیاسی توییتر و شهر محل زندگی‌اش، نسبت به فعالیت در گروه‌های سیاسی محتاط است و ترجیح می‌دهد به تنهایی کار کند. او این تنهایی را به معنای تمایل به رهبری یا کسب اعتبار نمی‌داند و دوست دارد در کارها کمک کند. وی با اینکه مشکلی با مشخص بودن هویت و نام خود در پروژه‌ها ندارد، اما برای عضویت رسمی در یک گروه، به زمان و شناخت کافی نیاز دارد تا از همفکری و هم‌راستایی در رفتار کاری اطمینان حاصل کند. او اشاره کرد که ظاهر گروه حاضر برایش مشکلی ندارد، اما نیاز دارد که این تجربه در عمل نیز برای همه ثابت شود.

نقش شورای همبستگی و کمپین سپاه تروریستی

سیروس ارغوان ضمن تأیید احتیاط خانم (نام محفوظ) در فضای سیاسی دیاسپورای ایرانی، به تلاش پنج ساله شورای همبستگی اشاره کرد که فارغ از دیدگاه‌های سیاسی، گروه‌ها و اشخاص مختلف را برای مقابله با رژیم حاکم متحد کند، البته با رعایت خطوط قرمز.

بابک شیرالی اعلام کرد که خود مالک فرا نیوز است و از افرادی بوده که کمپین سپاه تروریستی (IRGC Terrorists) را در فرانیوز آغاز کرده و سنگ بنای آن را نهاده است. او اضافه کرد، فرا نیوز تمام فعالیت‌های خود را در دوران فعال بودنش بر روی این کمپین متمرکز کرده بود. او به تجمع‌های موفق استراسبورگ و بروکسل یک افتخار می‌کند، اما متأسفانه، بروکسل دو به دلیل تفرقه و اقدامات گروه‌هایی که از سوی جمهوری اسلامی هدایت می‌شدند، به حاشیه رانده شد. او بر آمادگی خود برای راه‌اندازی مجدد این کمپین، به‌ویژه در شرایط شکننده فعلی حکومت، تأکید کرد و از همکاری با کسانی که می‌توانند کمک کنند، استقبال نمود.

تحلیل موانع گذشته در کمپین سپاه تروریستی

خانم (نام محفوظ) تحقیقات خود را در مورد دلایل عدم موفقیت تلاش‌های گذشته برای تروریستی اعلام کردن سپاه در اتحادیه اروپا، از جمله تجمع استراسبورگ، بروکسل یک و دو، ارائه داد. او به چند مشکل اساسی اشاره کرد:

  • نفوذ لابی‌ها: تلاش نمایندگان مجلس کشورهای مختلف برای استفاده از لابی‌های خود جهت قرار دادن سپاه در لیست تروریستی، به دلیل قدرت لابی آقای بورل شکست خورد.
  • ساختار سیاسی اروپا: در کشورهایی مانند آلمان، مجلس در چنین مسائلی به اندازه کافی قدرتمند نیست و نیاز به شواهد مستند از اقدامات تروریستی سپاه در خاک اروپا وجود دارد که این بخش نادیده گرفته شده بود.
  • فقدان مستندسازی: هیچ دیتابانک یا اطلاعات جزئیات‌داری از کارهای انجام شده وجود نداشت و اطلاعات در دست افراد خاصی مانند علیرضا آخوندی مانده بود، که این امر دوباره‌کاری را برای آیندگان ضروری می‌کند.
  • اختلافات سیاسی و اعتبارطلبی: اختلافات سیاسی، مسائل مالی و اتاق فکرهای جمهوری اسلامی که فلسفه جنبش «زن، زندگی، آزادی» را منحرف کردند، به همراه تمایل افراد به کسب اعتبار شخصی، باعث انحراف و شکست تلاش‌ها شدند.
  • نبود رویکرد حرفه‌ای و تحقیقاتی: کار حرفه‌ای و تحقیقاتی کافی انجام نشده بود و رویکرد یکپارچه لزوماً به معنای عمل یکسان در کشورهای مختلف نبود.

دکتر بابک شیرالی نیز این تحلیل را تأیید کرد و افزود که کمپین سپاه تروریستی بسیار خوب آغاز شد، اما وابسته به رژیم در تلاش بودند تا فعالان را به دام اندازند. او نیز به مشکل اعتبارطلبی‌ها و نقش گروه‌های تندرو سلطنت‌خواهی که به گفته او از اتاق‌های فرمان جمهوری اسلامی هدایت می‌شوند، در تخریب فعالیت‌های مثبت و انحطاط کمپین اشاره کرد. دکتر شیرالی تأکید کرد که خودخواهی و شخص‌پرستی مداوم باعث شکست می‌شود. او به مسئله علیرضا آخوندی و تک‌روی او اشاره کرد که باعث شده خودش نیز از همکاری با او کنار بکشد، اما در عین حال برخی اتهامات وارده به آخوندی را رد کرد.

ملاحظات مربوط به همکاری با علیرضا آخوندی

سیروس ارغوان توضیح داد که شورای همبستگی در تمام مسائل از علیرضا آخوندی حمایت می‌کند، به شرطی که او از رویکرد تک‌روی دست برداشته و یک سیستم کاری با اطرافیان پالایش‌شده داشته باشد. اما شورا، به دلیل تجربیات قبلی، در مورد کمکهای مالی دیگر از او حمایت نخواهد کرد. او به ایراداتی اشاره کرد که به فرا نیوز و شورا وارد شده بود، مبنی بر اینکه مردم به اعتبار این دو نهاد برای کمپین پول واریز کرده‌اند، اما گزارش مالی آخوندی مشکل‌دار بوده و با وجود درخواست مکرر، اصلاح نشده است.

پاشنه‌آشیل جمهوری اسلامی و چالش‌های فعالیت دیاسپورا

بابک شیرالی دیدگاه خود را مطرح کرد که مشکل اصلی دیاسپورای ایرانی این است که تا زمانی که «پاشنه‌آشیل» جمهوری اسلامی فعال باشد و کناره‌گیری نکند، هر جنبشی به انحطاط کشیده می‌شود. او این پاشنه‌آشیل را به عنوان یک مافیای دارای پول، رسانه و قدرت معرفی کرد که مستقیم یا غیرمستقیم با جمهوری اسلامی در ارتباط است. وی معتقد است که اگر دیاسپورای ایرانی واقعاً می‌خواهد کاری را به سرانجام برساند، باید ابتدا این مسئله حل شود، چرا که تجربیات گذشته نشان داده که تلاش‌ها به درگیری، تهمت‌زدن و حذف افراد منجر شده است. او بر این نکته تأکید کرد که خواهان شروع مجدد کمپین سپاه تروریستی است، اما باید با برنامه، افراد مناسب و یک طرح مشخص پیش رفت.

توانایی‌ها، نقاط ضعف و دیدگاه‌های خانم (نام محفوظ)

خانم (نام محفوظ) خود را فردی با تفکر منطقی، توانایی تحقیق و عدم تمایل به رویکردهای رادیکال معرفی کرد. او می‌تواند با هر تیپ شخصیتی کار کند و افراد را برای همکاری تشخیص دهد. او دارای ارتباطات است و می‌تواند راه حل مشکلات را پیدا کند یا به تنهایی آنها را حل کند، یا با کمک از ارتباطات دیگران (مانند وکیل). نقطه ضعف خود را عدم تحمل الفاظ رکیک دانست و اعلام کرد که در گروه‌هایی با چنین فضایی یا با افراد رادیکال نمی‌تواند فعالیت کند. برای او کار درست و شفاف اهمیت دارد و به دنبال اعتبار، اسم یا قدرت نیست، اما به گروهی کمک می‌کند که مسیر و تفکرش با او همخوانی داشته باشد.

تحلیل جامع‌تر موانع جنبش ایران و نقش قدرت‌های جهانی

خانم (نام محفوظ) در ادامه تحلیل خود، به نقش مافیای روسیه و ارتباط آن با مافیای جهانی در عدم پیشرفت جنبش ایران اشاره کرد. او معتقد است که چینش مهره‌ها در صحنه جهانی تغییر کرده است و قدرت‌های بزرگ، از جمله آمریکا برای رقابت با چین، با مافیای چین دست به یکی کرده‌اند. او اظهار داشت که مسائل عدالت و حقوق بشر هرگز در دنیا به واقعیت نرسیده و قدرت‌ها تنها به حفظ قدرت و پول خود می‌اندیشند و می‌توانند جوامع را قربانی کنند. او همچنین بر عدم وجود بستر اجتماعی و مقبولیت در میان دیاسپورا تأکید کرد و گفت که اعتمادها از دست رفته است و پایگاه‌های جمهوری اسلامی قوی‌تر هستند. وی مثال زد که در سال ۵۸، کردها به دلیل داشتن پایگاه اجتماعی قوی و ضعف جمهوری اسلامی در آن زمان توانستند موفق شوند، در حالی که دیاسپورای فعلی چنین پایگاهی ندارد و درگیر اختلافات داخلی است. او همچنین پرسید که آیا گروه فعلی این نیرو، توان، صبر و توانایی را برای ساختن آنچه که نداریم، در خود می‌بیند تا حداقل بخشی از این پازل را بچیند؟

پاسخ شورای همبستگی و تاکید بر هدف‌گذاری و کار گروهی

سیروس ارغوان با تأیید نکات خانم (نام محفوظ)، بر ماهیت شورای همبستگی تأکید کرد که هدف آن ایجاد تغییر در جامعه است، نه فعالیت سیاسی به معنای سنتی. او خود را نیز فردی غیرسیاسی معرفی کرد که ممکن است پس از فعالیت شورا، تمایلی به سیاست نداشته باشد. او دلیل فعالیت تعداد بیشتری از افراد غیرسیاسی را دور بودن از رادار جمهوری اسلامی دانست، که می‌تواند فشار را از روی متخصصان سیاسی سرکوب شده برداشته و آنها را به مشارکت تشجیع کند. او گفت که هیچ تفاوت و اختلاف نظری در رویکرد خانم (نام محفوظ) و شورا نمی‌بیند و مهم بازگرداندن امید و انرژی از دست رفته است. او بر تعریف پروژه، مراحل و هدف‌گذاری آن در قالب کارگروه تأکید کرد. وی همچنین در خصوص نگرانی خانم (نام محفوظ) اطمینان داد که برای عضویت در شورا می‌توان از نام مستعار استفاده کرد و هویت افراد در سیستم ثبت می‌شود، اما قابل تغییر است و تمام ارتباطات سیاسی مرتبط با آن، از طریق کد امن سیاسی افراد باقی خواهد ماند.

پیشنهادات خانم (نام محفوظ) برای گام‌های اولیه

خانم (نام محفوظ) برای گام‌های اولیه پیشنهاد داد:

  • جمع‌آوری داده‌ها: تمام اطلاعات موجود را جمع‌آوری کنیم.
  • تحقیق برای داده‌های مورد نیاز: نیازهای داده‌ای را در هر کشور شناسایی کنیم.
  • پیدا کردن مسیرها: مسیرهای عملیاتی در هر کشور (مانند آمریکا و آلمان) را پیدا کنیم.
  • جمع‌آوری شواهد موردی: به دنبال شواهد از فعالیت‌های جاسوسی و مالی سپاه در اروپا باشیم (مثلاً جاسوسان استخدام شده توسط جمهوری اسلامی برای روسیه در آلمان، یا نفوذ لابی‌های جمهوری اسلامی در بین مشاوران سیاستمداران آلمانی).
  • ایجاد ارتباطات حقوقی: با وکلای خوب و قضات آشنا به این مسائل در آلمان ارتباط برقرار کنیم و مسیر قانونی پیش‌برد کار را پیدا کنیم.
  • راستی‌آزمایی اطلاعات: هر اطلاعاتی که در گروه به اشتراک گذاشته می‌شود، باید توسط اعضا راست‌آزمایی شود.
  • تعیین زمان نهایی برای تحقیق و اشتراک‌گذاری اطلاعات: یک مهلت زمانی برای تحقیق و اشتراک‌گذاری لینک‌ها و اطلاعات مفید درباره سپاه در گروه سه نفره تعیین شود تا بانک اطلاعاتی تکمیل گردد.

ضرورت برنامه‌ریزی جامع و اهداف بلندمدت پروژه

سیروس ارغوان به اهمیت تعیین هدف اصلی پروژه اشاره کرد و گفت که صرفاً قرار دادن سپاه در لیست تروریستی کافی نیست. او معتقد است که رژیم ایران رو به سقوط است و سپاه ممکن است برای حفظ سرمایه‌های انباشته‌شده خود، تغییر شکل دهد و از اهرم مالی خود برای ادامه اقدامات کثیف در قالب نام‌ها یا سیستم‌های دیگر استفاده کند. بنابراین، تعریف پروژه باید آنقدر دقیق باشد که این تغییرپذیری سپاه را در نظر بگیرد و جلوی فعالیت‌های جدید آن را نیز بگیرد. او تأکید کرد که باید خیلی دقیق و ظریف فکر کرد.

مقایسه پروژه با راه‌اندازی کسب‌وکار (استارتاپ)

خانم (نام محفوظ) در پاسخ، به دیدگاه خود مبنی بر مشاهده پروژه مانند یک «استارتاپ» اشاره کرد. او معتقد است که نمی‌توان از ابتدا هدف نهایی و بزرگ را دید و باید قدم به قدم پیش رفت. بزرگترین هدف او در حال حاضر، قرار دادن سپاه در لیست تروریستی آلمان و جمع‌آوری اسناد و شناسایی مجرمان سپاه است. او تأکید کرد که در طول مسیر و با پیشرفت کار، ابعاد و توانایی‌ها نیز بزرگتر می‌شوند. وی همچنین اشاره کرد که در ابتدا اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند، اما با شناخته شدن به عنوان فعال، اطلاعات به سوی آن‌ها سرازیر می‌شود، که البته خطر اخبار جعلی را نیز به همراه دارد.

سیروس ارغوان با وجود پذیرش لزوم قدم‌های کوچک، بر اهمیت هدف‌گذاری جامع تأکید کرد. او گفت که هدف باید کلی و مانع‌الجمع باشد تا نیاز به به‌روزرسانی مداوم نباشد. هدف نهایی ممکن است بزرگ باشد، اما رسیدن به آن مستلزم گام‌های کوچک و تعریف پروژه‌های فرعی است. او مثال زد که قرار دادن سپاه در لیست تروریستی آلمان می‌تواند یک هدف کوتاه‌مدت یا زیرپروژه باشد. وی بر لزوم ارزیابی منافع و ریسک‌ها در هر گام از موفقیت تأکید کرد.

هدف‌گذاری گسترده‌تر برای همکاری بین‌المللی

سیروس ارغوان برای رسیدن به یک همگرایی در گفتمان، پیشنهاد داد که هدف پروژه گسترده‌تر دیده شود تا گروه‌های فعال در کشورهای دیگر نیز بتوانند جایگاه خود را در آن ببینند. او بیان کرد که این به معنای باز گذاشتن در برای ورود افراد ناشناس نیست، بلکه ایجاد یک چارچوب امنیتی و ساختارمند است. او اشاره کرد که دکتر بابک نیز روابطی را در آمریکا دنبال می‌کند و سایر دوستان نیز می‌توانند در مکان‌های دیگر فعالیت کنند و اطلاعات را به اشتراک بگذارند. وی بر نگارش یک پاراگراف یا کتابچه جامع و کامل برای تعریف پروژه تأکید کرد که در آن مشخص شود پس از تروریستی اعلام شدن سپاه، چه دستاورد ملموسی برای جامعه ایرانی خواهد داشت.

جمع‌بندی گام‌های اولیه و توافق بر روی تعریف پروژه

خانم (نام محفوظ) پیشنهاد کرد که هر یک از حاضران تا تاریخ مشخصی، مطالب و هدف پروژه‌ای خود را در گروه بگذارند تا اولین قدم ملموس برداشته شود. دکتر بابک شیرالی نیز با این دیدگاه موافقت کرد و بر لزوم تشکیل گروه‌های نظارتی در هر کشور/منطقه (مانند اروپا و آمریکا) با زیرمجموعه‌هایی که هفتگی گزارش دهند، تأکید کرد. وی گفت که هرکدام از اعضا می‌توانند بخشی از کار را بر عهده بگیرند، اما هیچ‌کس به تنهایی نمی‌تواند کاری را پیش ببرد.

سیروس ارغوان جمع‌بندی کرد که حاضران صددرصد هم‌نظر هستند و گام اول، نگارش یک پاراگراف جامع برای هدف پروژه «سپاه تروریستی» است. این پاراگراف باید به این سؤال نیز پاسخ دهد که بعد از تروریستی شناخته شدن سپاه، چه اتفاقی خواهد افتاد و چه دستاوردهای ملموسی برای جامعه ایرانی خواهد داشت. پس از تعریف هدف، لیست کارها مشخص می‌شود و به ترتیب پیش می‌رود. او پیشنهاد داد که تا اواسط هفته آینده، هدف‌ها فهرست‌بندی و به جمع‌بندی نهایی برسند تا در جلسه بعدی، به جای بحث بر روی هدف، به جزئیات پروژه و مرحله اول آن بپردازند.

منفعت اعلام سپاه به عنوان سازمان تروریستی برای مردم ایران

خانم (نام محفوظ) در پاسخ به سؤال در مورد نفع این پروژه برای مردم ایران، به مثال داعش اشاره کرد و گفت که اعلام تروریستی شدن سپاه، هرچند ممکن است راه برای فعالیت‌های زیرزمینی یا تغییر شکل سپاه باز کند، اما دلیلی برای عدم انجام آن نیست. او معتقد است که این اقدام می‌تواند بسیاری از بدی‌های سپاه را از بین ببرد، به جنبش داخلی کمک کند و دفاع‌های خارجی از رژیم را کاهش دهد. او این اقدام را جزئی از فعالیت‌های خود برای ایجاد جامعه‌ای سالم و غیردیکتاتورساز دانست و تأکید کرد که وقتی مدارک درست وجود داشته باشد، دیگر نمی‌توانند از رژیم و سپاه دفاع کنند.

تفاوت سپاه پاسداران با گروه‌های تروریستی دیگر

دکتر بابک شیرالی با مقایسه سپاه با داعش مخالفت کرد و توضیح داد که سپاه پاسداران مانند ارتش یک کشور است و مانند یک اختاپوس، دارای نفوذ گسترده در شرکت‌های مالی و کارخانه‌ها در سراسر دنیا، به خصوص در اروپا و آمریکا، است. او تأکید کرد که سپاه پاسداران، نه علی خامنه‌ای، حکومت ایران را می‌چرخاند. وی اعلام تروریستی شدن سپاه را در اروپا، به‌ویژه در آلمان به دلیل گردش مالی بالا با جمهوری اسلامی، ضربه‌ای بسیار بزرگ به حکومت دانست، زیرا می‌تواند جلوی دور زدن تحریم‌ها را گرفته و باعث بلاک شدن پول‌های افراد مرتبط با سپاه شود.

خانم (نام محفوظ)، ضمن پذیرش نقد دکتر بابک در مورد مقایسه سپاه و داعش، گفت که هدف او از مثال داعش، اشاره به امکان «تغییر شکل» و معرفی خود به عنوان صاحبان یک کشور توسط یک گروه تروریستی بود. او بر لزوم شناخت ریشه‌ها و فلسفه ایجاد سپاه برای یافتن لایه‌ها و ریشه‌های آن تأکید کرد. وی همچنین بر گسترده بودن پروژه و لزوم پیشرفت جزئی به جزئی برای رسیدن به هدف کلی تأکید نمود و پیشنهاد داد که تعریف پروژه در جلسه بعدی انجام شود و هر اطلاعات یا لینک مفید درباره سپاه در گروه به اشتراک گذاشته شود.

اهمیت تدوین اهداف و مستندسازی

سیروس ارغوان بر اهمیت پیش‌بینی دستاوردهای آینده در هدف‌گذاری پروژه تأکید کرد تا بتوان موفقیت‌آمیز بودن آن را، حتی اگر کوچک، اندازه‌گیری کرد. او بر لزوم «مدون شدن» تمام گفتگوها و صورت‌جلسات شورا تأکید کرد تا صرفاً حرف نباشند. وی اظهار داشت که نا کنون فرصت کافی برای تدوین فلسفه کاری کارگروه گذاشته شده است، حال باید بانک اطلاعاتی را ایجاد کرد و در مورد جنبه‌های فنی و عملیاتی آن صحبت نمود.

چکیده‌ی تحلیلی

این جلسه، گام مهمی در جهت ایجاد یک رویکرد ساختارمند و هدفمند برای مقابله با سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی بود. حاضران بر اساس تجربیات گذشته، که عمدتاً به دلیل فقدان برنامه‌ریزی جامع، اختلافات سیاسی، اعتبارطلبی و عدم مستندسازی به شکست انجامیده بود، به یک نقطه مشترک رسیدند.

نقاط قوت بحث:

  • تشخیص دقیق موانع گذشته: شناسایی ریشه‌های شکست‌های قبلی، از جمله نفوذ لابی‌ها، تک‌روی افراد، فقدان دیتابانک، و اختلافات داخلی، نشان‌دهنده درس‌آموزی از تاریخچه فعالیت‌های دیاسپورا است.
  • تأکید بر ساختارمندی: توافق بر ضرورت تعریف دقیق هدف پروژه، برنامه‌ریزی مرحله‌ای، و مستندسازی، رویکردی حرفه‌ای و دوراندیشانه را نشان می‌دهد.
  • پذیرش محدودیت‌های فردی و گروهی: خانم (نام محفوظ) با صراحت به توانایی‌ها و محدودیت‌های خود اشاره کرد و سایر اعضا نیز آن را پذیرفتند، که می‌تواند به تقسیم کار واقعی‌بینانه کمک کند.
  • توجه به پیچیدگی سپاه: دکتر بابک شیرالی به درستی بر تفاوت سپاه با گروه‌های تروریستی سنتی و ماهیت حکومتی-مافیایی آن تأکید کرد، که نشان‌دهنده درکی عمیق از ماهیت دشمن است.

نقاط چالش‌برانگیز و اختلافات ظریف:

  • دامنه هدف‌گذاری: در حالی که خانم (نام محفوظ) رویکرد «استارتاپی» را با تمرکز بر اهداف کوچک و قابل دستیابی (مانند تروریستی اعلام کردن سپاه در آلمان) ترجیح می‌دهد، سیروس ارغوان بر هدف‌گذاری جامع و بلندمدت تأکید دارد که تغییر شکل احتمالی سپاه و ماهیت گسترده مالی آن را در نظر بگیرد. این اختلاف نظر، اگرچه در نهایت به توافق بر سر تعریف اولیه هدف جامع ختم شد، اما نشان‌دهنده دو دیدگاه متفاوت در مورد سرعت و دامنه عمل است.
  • چگونگی جذب نیرو و حفظ امنیت: بحث بر سر ارتباطات و جذب افراد و نگرانی خانم (نام محفوظ) از ورود «فاسدان و غیرفاسدان» در مقابل تأکید سیروس ارغوان بر اهمیت ارتباطات گسترده اما با سیستم نظارت امنیتی، یک چالش همیشگی در فعالیت‌های سیاسی دیاسپورا است.

جمع‌بندی نهایی: این جلسه نشان‌دهنده یک گام مثبت به سوی ایجاد یک کارگروه فعال و مؤثر برای پروژه سپاه تروریستی است. توافق بر تعیین هدف جامع پروژه به عنوان اولین قدم و سپس حرکت به سمت جمع‌آوری داده‌ها و تحقیقات موردی در کشورهای مختلف، رویکردی منطقی و عملیاتی است. با توجه به درس‌های آموخته شده از گذشته و درک عمیق از چالش‌های فعلی، این گروه پتانسیل دارد که با رویکردی متفاوت و ساختارمند، به اهداف خود دست یابد، هرچند چالش‌های ناشی از پیچیدگی سپاه و اختلافات داخلی دیاسپورا همچنان باقی است.


متن گزارش